تبلیغات
Cinema and Television Specialist Magazine - مطالب اصول فیلمسازی
دوشنبه 25 مرداد 1389

آموزش تصویربرداری

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،

آموزش تصویربرداری

عنصر عمق
ادامه بحث «ترکیب بندی» و بیان تاثیرات عنصر عمق که در آرایش ترکیب بندی اهمیت دارد . به مدت 14:26
  حجم فایل : 23.43 MB |
انواع ترکیب بندی
قسمتی دیگر از آموزش تصویربرداری، انواع ترکیب بندی تصاویر را در این بخش ببینید . به مدت 13:43
حجم فایل : 21.47 MB |
پرسپکتیو حاصل از لنز
ادامه بررسی پرسپکتیوهای حاصل از لنزهای مختلف به مدت 18:14
  حجم فایل : 24.35 MB |
نمای فوت روم
آموزش تصویربرداری، آشنایی با «هدروم» و «فوت روم» در نماهای فول شات و لانگ شات . به مدت 14:18
حجم فایل : 22.45 MB |
تصویربرداری17
آشنایی با مساله مهم «ترکیب بندی» که در تصویر برداری از اهمیت خاصی برخوردار است . به مدت 14:28
  حجم فایل : 21.5 MB |
تصویربرداری15
از سری آموزش تصویربرداری، تفاوت جلوه بصری در تصاویر حاصل از لنزهای مختلف به مدت 14:35
  حجم فایل : 22.5 MB |
تصویربرداری14
زاویه دید افقی و عمودی در انواع لنزها و تقسیم بندی های مختلف آنها . به مدت 13:46
  حجم فایل : 21.72 MB |
تصویربرداری13
قسمتی دیگر از سری آموزشهای مفید تصویربرداری که در این بخش با فرآیند تشکیل تصویر و در ادامه با جزئیات لنز آشنا می‏شویم به مدت 12:26
  حجم فایل : 20.12 MB |
تصویربرداری12
راه حل های مختلف برای بازسازی درست رنگ ها در زمان تصویربرداری . به مدت 14:52
  حجم فایل : 21.88 MB |
تصویربرداری11
آشنایی با فرآیند بازسازی رنگ در تصویربرداری . به مدت 12:47
  حجم فایل : 19.82 MB |


برچسب ها: آموزش تصویربرداری ،

دوشنبه 25 مرداد 1389

ساختار 9 پرده‏اى

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،آموزش فیلمنامه نویسی ScreenWriting ،

ساختار 9 پرده‏اى


امیدوارم روزى برسد كه این ساختار نه‏پرده‏اى را در استودیوى بزرگى تدریس‏كنم. ساختار سه پرده‏اى مورد نظر من باساختار سه پرده‏اى كه سید فیلد دركتابهایش آورده است نباید اشتباه گرفته‏شود


ساختار 9 پرده‏اى

معرفى نویسنده

سلام اسم من دیوید سیگل است. من تابه حال به كلاسهاى آموزش فیلمنامه‏نرفته‏ام. در سال 1986 وقتى كه در شركت‏لوكاس فیلم در قسمت گرافیك كامپیوتر كارمى‏كردم، نوشتن فیلمنامه را شروع كردم،در ابتدا هفت فیلمنامه نوشتم، اما هرگزسعى نكردم تا آنها را بفروشم به خاطراینكه مى‏خواستم به عنوان یك فیلمنامه‏نویس نوشتن را یاد بگیرم. بعد از آن مدت‏هشت سال متمادى در گسترش و بسط نظریه‏اى كه آن را ساختار نه پرده‏اى نامیدم‏كار كردم، كه از آن براى مشورت دادن درمورد داستان، طرح فیلمنامه و ساختن‏بازیهاى جدید استفاده مى‏كنم.

امیدوارم روزى برسد كه این ساختار نه‏پرده‏اى را در استودیوى بزرگى تدریس‏كنم. ساختار سه پرده‏اى مورد نظر من باساختار سه پرده‏اى كه سید فیلد دركتابهایش آورده است نباید اشتباه گرفته‏شود.

شما مى‏توانید در مورد ساختار 3پرده‏اى به یكى از كتابهاى سید فیلد رجوع‏كنید یا اگر نمى‏خواهید كتابهاى سید فیلد رامطالعه كنید یا با ساختار سه پرده‏اى آشناهستید، ساختار نه پرده‏اى مى‏تواند درپیشبرد نوشته شما كمك كند. این ساختارابزارهاى دقیق‏ترى نسبت به ساختار سه‏پرده‏اى دارد و گاهى این ساختار زیرمجموعه‏اى از ساختار سه پرده‏اى است وگاهى هم با آن متفاوت است از طرف دیگراگر شما در توسعه طرح متخصص هستیدو چگونه عمل كردن با ساختار سه پرده‏اى‏را به مردم ارائه مى‏دهید در اینجا شماخودتان را با زبان دیگرى خواهید یافت.


ادامه مطلب

برچسب ها: ساختار 9 پرده‏اى ،

درس های فیلم نامه نویسی بیلی و ایلدر



یش تر به عنوان ملودرام نویس مطرح بوده؛ هر چند که او در نوشتن فیلم نامه های نوآر هم، نویسنده ای متبحر است. تحلیل فیلم نامه کم تر قدردیده غرامت مضاعف، نشان از این تبحر دارد.
بیلی وایلدر، در درجه اول فیلم نامه بوده تا کارگردان، خودش گفته به این دلیل سراغ کارگردانی رفته که کارگردان های دیگر، فیلم نامه هایش را خراب می کرده اند. او اعتقاد دارد که یک فیلم ساز، لزوماً نباید فیلم نامه نویسی بلد باشد، اما حتماً باید بداند که چه جوری یک فیلم نامه بخواند. در آن نوع سینمایی که او مظهرش است و به آن اعتقاد دارد، فیلم نامه ستون اصلی اثر به حساب می آید. فیلم، به هنگام نوشتن ساخته می شود. از ایده اصلی اش گرفته تا نوشتن طرح و بعد شکل دادن به ساختار (که وایلدر همیشه تأکید کرده خیلی مهم است و این که ساختارساز خوب کم گیر می آید) و شخصیت پردازی و بالاخره نوشتن دیالوگ ها. اگر یکی دو فیلم اول اش مثل بذر به و مردم در یک شنبه را کنار بگذاریم، او در اوج سیستم استودیویی هالیوود کارش را شروع کرد و به عنوان یک حرفه ای، کارش این بود که هر هفته تعداد صفحه معینی (خودش گفت یازده صفحه) را به استودیو تحویل بدهد. در این جا می خواهم بعضی از درس هایی را که استاد، لابه لای حرف هایش در مصاحبه های گوناگون درباره فیلم نامه نویسی به گفت و گو کننده انتقال داده، کنار هم جمع کنم و در برخی موارد، از یکی از کامل ترین آثار خودش و همکار فیلم نامه نویس وفادارش، آی ای ال دایموند، یعنی آپارتمان، مثال بیاورم.
الف – وایلدر چند جا تعریف کرده که طرح اولیه فیلم نامه آپارتمان، چه جوری به فکرش رسیده است. استاد دیوید لین، یک فیلم درجه یک دارد به نام برخورد کوتاه. ماجرای زن و مردی است که عاشق همدیگر اند و برای ابراز عشق ممنوع شان، از خانه یکی از رفقای مرد استفاده می کنند. وایلدر موقع تماشای این فیلم، به ذهن اش می رسد که رفیق مرد، وقتی پس از عزیمت زوج عاشق، به خانه اش برمی گردد، در این تنهایی چه حالی دارد. و همین ایده، نقطه آغاز نگارش فیلم نامه آپارتمان شده است. او و دایموند این ایده یک خطی را در نظر گرفته اند و آن قدر گسترش اش داده اند و با الگوهای نمایشی و مضمون هایی که در ذهن شان وجود داشته تلفیق کرده اند، تا به فیلم نامه پیچیده و پرمایه نهایی رسیده اند. به این ترتیب، می بینید که لازم نیست نقطه شروع ساخت یک فیلم خوب، یک تجربه شخصی نادر، یا یک روش متعهدانه تازه، برای تغییر جهان باشد. اگر فیلم نامه نویس ها کارشان را بلد باشند، هر ایده ناچیزی، این امکان را دارد که رنگی از تجربیات و جهان بینی خاص ایشان را بیابد و البته به یک داستان جذاب تبدیل شود. همان طور که آپارتمان، این جوری از کار در آمده.
ب – وایلدر اعتقاد دارد مهم ترین قسمت کار فیلم سازی، مرحله نوشتن است. مضمون درست و حسابی، و شخصیت های دوست داشتنی و صحنه های خوب، این ها مهم ترین ارکان جذابیت یک فیلم هستند که در همین مرحله نوشتن به وجود می آیند. حرکت های بی جان دوربین و افه های کارگردانی بی دلیل، فیلم نامه را خراب می کند. انتخاب محل قرار گرفتن دوربین و زاویه فیلم برداری، زیاد مهم نیست. دوربین را باید جایی گذاشت که بیننده بتواند با خیال راحت قصه را دنبال کند. او حتی جایی گفته که مردم، سیاه و سفید و رنگی بودن فیلم را پس از مدتی از یاد می برند اما مضمون اش را نه. در آپارتمان به لحاظ بصری یک صحنه عجیب و غریب هم وجود ندارد. دوربین اکثر اوقات ثابت است (به جز حرکات ساده و معمولی، مثلاً وقتی که لازم است بر اهمیت یک واکنش تأکید شود، دوربین را به آرامی به شخصیت مورد نظر نزدیک می شود.) به قول خود وایلدر، بیننده نباید به یاد واقعیتی به نام دوربین بیفتد. البته این اصلاً دلیل نمی شود که این فیلم را یک داستان تصویر شده ساده بدانیم. آپارتمان، به لحاظ بصری نیز ویژگی های نظرگیری دارد. اصلاً طراحی صحنه الکساندر ترونر و انتخاب هنرپیشه ها، از مهم ترین دلایل موفقیت فیلم هستند؛ ولی همان طور که گفتم، همه این ها در خدمت فیلم نامه قرار دارند. فیلم وایلدر، طوری فیلم برداری و طراحی و بازی شده که ما زندگی شخصیت ها را باور کنیم و با آن ها هم ذات پنداری کنیم. و این ها همان چیزهایی هستند که در مرحله فیلم نامه شکل گرفته اند.
ج – با توجه به نکات گفته شده، تأکید وایلدر بر این نکته که «با فیلم نامه کامل باید سرصحنه رفت» قابل درک به نظر می رسد. او و دایموند هیچ اعتقادی به بداهه پردازی سرصحنه فیلم برداری ندارند. دایموند گفته که کاغذهای مچاله شده داخل سطل آشغال، بداهه های نویسندگان بوده اند و اثر خلق شده نهایی نباید دست بخورد. خود وایلدر هم بداهه پردازی از سوی هنرپیشه ها را یک جور وقت تلف کردن می داند. گفت و گوهایی پیچیده این فیلم ها، نشان از دقت، کار و وقتی دارند که برای نوشته شدن شان صرف شده. گفت و گوهایی که حتی اگر یک کلمه شان حذف شود، ناقص و بی معنی به نظر خواهند رسید. وایلدر البته به این نکته هم اشاره کرده که همیشه، تمام فیلم نامه قبل از مرحله فیلم برداری آماده نبوده، ولی امکان نداشته بدون متن کامل مربوط به آن جلسه فیلم برداری، سرصحنه برود.


ادامه مطلب

برچسب ها: درس های فیلم نامه نویسی بیلی و ایلدر ،

یکشنبه 24 مرداد 1389

داداییسم ، سوررئالیسم،سگ آندولسی و...

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،

داداییسم ، سوررئالیسم،سگ آندولسی و...

دادایسم زاده ی هرج و مرج و اضطراب ناشی از جنگ جهانی اول بود.در واقع این مکتب بین سالهای 1916 تا 1922 در اکثر اروپا رواج داشت.تریستان تزارا،شاعر رومانیایی در سوییس این مکتب را به وجود آورد.

و اما عقاید دادایست ها:

_آنها به نوعی یک مکتب نیهیلیست بودند.یکی از شعارهای آنان این بود:ما نه ادبیات می خواهیم و نه ادیب را.نه هنر می خواهیم و نه هنرمند را.ما موسیقی نمی خواهیم،عقل و خرد نمی خواهیم،وطن و سیاست نمی خواهیم.ما((هیچ))می خواهیم.اینگونه به تازگی خواهیم رسید.آنها می گفتند هر اعتقادی،مثل یک بند است که مانع اعمال خلاقانه می شود.

_آنها به همه چیز اعتراض داشتند.آنها می خواستند با از بین بردن قوانین و مرزها،هرج و مرجی در هنر به وجود آورند.

_آنها هر چیز متعارفی را مردود می دانستند.به تعریف خودشان:دادا حماقتی است که در ملاءعام متعارفها را به بند می کشد.

_تزارا درباره ی داداییسم گفته:مکتب ما،ذهنیتی منفی،اما بزرگ است.داداییستها تاریخ،منطق،عقل،قانون و...را نفی کردند تا به سرشت درون انسان دست پیدا کنند.چون آنها اعتقاد داشتند تمام این کلمات به یک تعریف مبدل شده اند.آنها اعتقاد داشتند که همه چیز را باید از نو ساخت.داداییستها در نفی همه چیز تا آنجا پیش رفتند که حتی خودشان را نیز نفی کردند!به عقیدهی آنها یک داداییست واقعی با همه چیز مخالف است،حتی با داداییسم!

_آنها اعتقاد داشتند هر کس باید هر کاری را که دلش خواست انجام دهد،حتی اگر مخالف عرف جامعه باشد.اینگونه است که خلاقیت ایجاد می شود.

_داداییستها حاکمیت همه چیز را مجاز می دانند،به شرط آنکه تمام آداب و رسوم گذشته را نفی کند.در واقع آنان به طور کل مخالف سنت هستند.

_آنها بهترین نظام را بی نظامی می دانند.از این نظر می توان آنها را شبیه آنارشیستها دانست.

_آنها اصولاً با نقد مخالفند.چون معتقدند منتقدان می خواهند آثار جدید را با قدیمی ها پیوند دهند.

_و در نهایت آنان خلاقیت را در خلق خود به خودی می دانند.بنابراین می گویند هنرمند باید هر چه به ذهنش می رسد را بدون دخالت عقل و منطق پیاده کند.

پایه ی سوررئالیسم در ابتدای دهه ی 20 توسط شخصی به نام آندره برتن ریخته شد.برتن از نخستین کسانی بود که از نهضت داداییسم استقبال کرد و به این مکتب پیوست.ولی در سال 1922 داداییسم را نهضتی بی ثمر و نیازمند تغییراتی بنیادین دانست و در سال 1924،با انتشار اولین بیانیه ی رسمی سوررئالیسم،قدرتمندترین جریان هنری قرن 20 را طرح ریزی کرد.برتن سوررئالیسم را اینگونه تعریف کرد:عمل اتوماتیک وار ذهنی و روانی برای بیان کاربرد واقعی اندیشه و نوشتن تفکر بدون هر گونه کنترل ذهن و دور از هر گونه نگرانی زیبایی شناختی یا اخلاقی.با این تعریف متوجه می شویم که عقاید سوررئالیستها بسیار شبیه عقاید داداییستها است.با این وجود،سوررئالیسم بر خلاف داداییسم به یک مکتب ماندگار تبدیل شد.درباره ی نابودی داداییسم و ماندگاری سوررئالیسم علی رغم تشابهات بسیار،دلایل زیادی ذکر شده است که می توان به دو دلیل عمده اشاره کرد.یکی اینکه داداییسم یک نهضت بسیار افراطی بود و تاریخ ثابت کرده است که مکاتب بیش از حد افراطی ماندگار نمی شوند.در حالی که سوررئالیسم به مراتب متعادل تر از داداییسم بود.دلیل دیگر آنکه داداییسم در مسایل اجتماعی هم دخالت می کرد،ولی سوررئالیسم یک مکتب هنری بود.

سوررئالیستها به ضمیر ناخودآگاه ایمان داشتند.به عقیده ی آنان آنچه در ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارد،نشان دهنده ی واقعیات درونی ما است.

سوررئالیستها هیچ مرزی بین واقعیت و رؤیا قایل نیستند و در بسیاری موارد آنها را یکی می دانند.مثال میخواهید؟تابلوهای سالوادور دالی مصداق بارز این قضیه هستند.

سوررئالیستها همانند داداییستها معتقد به آفرینش در آن واحد هستند.به اعتقاد آنها،هنرمند باید هر چه از ضمیر ناخودآگاهش می گذرد،بدون اعمال کنترل منطق و خرد اجرا کند.برای همین مثلاً در فیلم سگ آندولسی ما چیزی به نام وحدت تصاویر نداریم.چون هر صحنه چکیده ی تفکراتی بود که در لحظه ی نگارش به ذهن فیلمنامه نویس خطور می کرد.سوررئالیستها با رها کردن خود از بند عقل و منطق،گاه تا سر حد بی معنایی و پوچی پیش می روند.

در سینما،فیلم آنتراکت(رنه کلر،1924)اولین فیلمی بود که حالتهای سوررئالیستی داشت.ولی بدون شک معروفترین سوررئالیست سینما لوییس بونویل اسپانیولی است.اکثر فیلمهای او سوررئالیستی اند که یکی از معروفترین آنها فیلم سگ آندولسی(1928)است(که البته در فرانسه تهیه شده است).این فیلم(که با همکاری سالوادور دالی،نقاش بزرگ سوررئال ساخته شد)با زمان تقریباً 20 دقیقه ای،یکی از پیچیده ترین فیلمهای سینماست.این فیلم سرشار از نمادهاییست که اکثراً برگرفته از باورهای مردم فرانسه هستند.برای همین درک معنای این فیلم برای یک غیرفرانسوی سخت است،مگر اینکه به عقاید و باورهای فرانسویان آگاهی داشته باشد.یک نمونه از این نمادگرایی صحنه ای است که تصویر آن را در ابتدای این پست مشاهده می کنید.این تصویر،متعلق به صحنه ای از فیلم سگ آندولسی است که در آن،مردی با تیغ،مردمک چشم زنی را می برد.تماشای این صحنه زمانی برای ما قابل درک می شود که بدانیم در فرانسه تیغ نماد مرد و مردمک چشم نماد زن است و در این صحنه به زیبایی از این نمادها استفاده شده است.

ولی حتی اگر به مفهوم فیلم هم کاری نداشته باشیم،جلوه های بصری فیلم،تکان دهنده و خیره کننده اند.به نظر من اوج این خلاقیتهای تصویری،صحنه ی بالا است.ابری از جلوی ماه رد می شود و ما بلافاصله نمونه ی زمینی آن را می بینیم که همین صحنه ی بریدن مردمك چشم است.

در انتها باید ذکر کنم که سگ آندولسی زمانی ساخته شد که بونویل و دالی(سازندگان این فیلم)به شدت با لورکا(شاعر بزرگ اسپانیولی)درگیر بودند.نام فیلم(سگ آندولسی)مستقیماً به لورکا اطلاق شده است و جنبه های جنسی فیلم هم کنایه هایی به او هستند.


برچسب ها: داداییسم ، سوررئالیسم ، سگ آندولسی و... ،

یکشنبه 24 مرداد 1389

اكسپرسیونیسم

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،

اكسپرسیونیسم
اکسپرسیونیسم مکتبی هنری است که در اوایل قرن بیستم در آلمان به وجود آمد.هدف این مکتب،نمایش عواطف درونی بشر به وسیله کژنمایی و مبالغه است.در حالت عام،اکسپرسیونیسم به هر اثر هنری اطلاق می شود که بیشتر احساس ذهنی و درونی را نشان دهد تا مشاهده عینی و بیرونی.اکسپرسیونیست ها اینگونه باور دارند که پایه آفرینش هنری،تجربه هنرمند و هر چه شدت احساسات منتقل شده به تماشاگر بیشتر باشد،اثر هنری موفقتری به وجود آمده است.

دوره پس از جنگ جهانی اول،که دوره بسیار دشواری درزندگی آلمانی ها بوده،غنی ترین دوره سینمایی این کشور نیز به شمار می رود،به طوری که منتقدی به نام پل روتا می گوید:با نگاه به سینمای آلمان در این دوره،متوجه می شویم که هدف از ایجاد سینما چه بوده است.سینمای آلمان در این دوره،آینه تمام نمای جامعه آن روز آلمان است.دوره پس از جنگ جهانی اول،دوره خفقان،ترس و وحشت در آلمان است و این موارد در سینمای آلمان مشهود است.

اولین نمونه مشهور سینمای اکسپرسیونیست،فیلم دانشجوی پراگی(اسکار می،1913)است.ولی با فیلم مطب دکتر کالیگاری(رابرت وینه،1919)این سبک به اوج رسید.ایده این فیلم،در سال 1918 و با قتل مرموز یک دختر جوان در بازار مکاره شهر هامبورگ،به ذهن یک شاعر اهل چک به نام هانس یانوویچ و یک شاعر اتریشی به نام کارل مایر رسید و آنان فیلمنامه این اثر را نوشتند.آنان این طرح را به اریش پومر به عنوان تهیه کننده ارایه دادند و او پذیرفت که تهیه این فیلم را به عهده بگیرد.پومر ابتدا فریتس لانگ،کارگردان مطرح آلمانی را برای کارگردانی این اثر در نظر داشت،ولی لانگ در آن زمان مشغول ساخت فیلم عنکبوت ها بود.بدین ترتیب قرعه به نام کارگردان گمنامی به نام رابرت وینه افتاد که با این فیلم به شهرت رسید.دکورهای اغراق آمیز،سایه های بلند،زاویه های خاص دوربین،اشکال هندسی نوک تیز و غلبه مثلث بر سایر فرم های هندسی،از جمله مشخصه های اکسپرسیونیستی این اثر است که حس خفقان و تنگی فضا را به خوبی به نماشاگر منتقل می کند.

اکسپرسیونیست در میانه دهه1930 به تدریج از میان رفت.مهمترین دلیل سقوطش را می توان وابستگی بیش از حد این جنبش به اوضاع سیاسی و اجتماعی آلمان دهه 20 دانست.این جنبش،آینه تمام نمای دغدغه ها،تشویش ها و امیدهای مردم یک جامعه در یک دوره خاص بود و با تغییر فضای جامعه،از بین رفت.در دوره ما این جنبش حیاتی دوباره یافته است و فیامهایی با مایه های اکسپرسیونیستی ساخته می شوند.علت این اتفاق را باید در فضای این جامعه جستجو کرد.با اتفاقاتی که در نقاط مختلف دنیا رخ داده است،حس ترس،بی اعتمادی،خفقان و دلهره مجدداً در جهان ایجاد شده و به نوعی بازگشت به گذشته صورت گرفته است.

تصویر بالا متعلق به فیلم مطب دکتر کالیگاری است.دکورهای اغراق آمیز و نوک تیز،در این تصویر کاملاً مشهودند.


برچسب ها: اكسپرسیونیسم ،

یکشنبه 24 مرداد 1389

پست مدرنیسم ، سبك فیلمسازان معاصر

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،



پست مدرنیسم ، سبك فیلمسازان معاصر

سینمای ما - دنیای امروز، دنیای پست مدرنیسم است.
دنیای امروز، دنیای پست مدرنیسم است. تأثیر سبك پست مدرن را بر شیوه زندگی انسان ها و مشكلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شان نمی توان انكار كرد و از این رهگذر ابعاد فرهنگی و هنری جوامع بویژه مدیوم سینما بیش از سایر ابعاد، تحت تأثیر این سبك قرار دارند. فیلم پست مدرن، ایده های این سبك را از طریق مدیوم سینما، توضیح می دهد. سبك پست مدرن ساختار معمول روایت داستان و شخصیت پردازی آن را در یك فیلم به هم می ریزد.فیلمسازان در سینما با شیوه پست مدرن، می كوشند زندگی ایده الی را به نمایش بگذارند؛ از این رو آنها دنیایی فرا واقعی را به تصویر درمی آورند كه بی آنكه تأثیری مثبت برسبك زندگی انسان ها بگذارد، انزجار، خشم و ناامیدی را در آنها بوجود می آورد. بنابراین موجب افزایش خودكشی، قتل و جنایت ها و بزهكاری های دیگر می شود كه در سراسر دنیا شاهد آنها هستیم.
امروزه در اكثر جوامع برخلاف ابعاد اجتماعی و اقتصادی، در ابعاد فرهنگی و هنری، پست مدرنیسم درحال جایگزین شدن مدرنیسم، رئالیسم و كاپیتالیسم است. آكادمی فیلم آمریكا، اغلب آثار سینمایی خانه هنر این كشور را، فیلم های پست مدرن قلمداد می كند، در حالیكه تمامی ویژگی های این فیلم ها با بسیاری از آثار سینمایی موزیكال هالیوود مطابقت دارند؛ البته تعدادی درام جنایی نیز در میان آنها به چشم می خورد. كمدی موزیكال «آوازخواندن در باران» (۱۹۵۲) یكی از فیلم های هالیوودی است كه ویژگی های فیلم های پست مدرنیستی را دارد. داستان این فیلم در دوران انقلاب فرانسه می گذرد و در موسیقی آن از جاز مدرن استفاده شده است. تاریخ ساخت فیلم «آوازخواندن در باران» براین ادعا كه سبك پست مدرن در دهه های ۱۹۵۰ و۱۹۶۰ یكی از شیوه های معمول فیلمسازی نبوده، خط بطلان می كشد؛ در واقع اوج فیلمسازی به سبك پست مدرن در این دو دهه بوده است و علاوه بر «آواز خواندن در باران»، درام های جنایی «About de souffle» و «Lavven tura» در سال ۱۹۶۰ و درام «۵/۸» (۱۹۶۳) و كمدی ماجراجویانه «Satyricon» (۱۹۶۹) از فیلمسازان برجسته سبك پست مدرن، فدریكوفلینی، مهم ترین فیلم های این سبك در آن دوره محسوب می شوند.در دهه ۸۰ به منظور آنكه مخاطب برخی از مفاهیم این سبك را بهتر درك كند، سینمای پست مدرن، المان های معمول سینمایی را نیز در خود جای داد واین امر موجب تغییراتی در این سبك فیلمسازی شد.
حاصل آن تغییرات فیلم رومانتیك «زن وكیل فرانسوی» (۱۹۸۱) و درام «دو دوست» (۱۹۸۵) هستند. تغییراتی كوچك اما قابل توجه در سبك فیلمسازی پست مدرن، دیدگاهی جدید از آن را در طول دهه های بعد و آغاز قرن بیست ویك در ذهن مخاطبانش ایجاد كرد.
كمدی موزیكال «مردم جشن ۲۴ ساعته» در سال ۲۰۰۲ ساخته یكی دیگر از كارگردانان ممتازسبك پست مدرن، مایكل وینترباتم بر این ادعا صحه می گذارد. البته درام جنایی «پالپ فیكشن» (۱۹۹۴) ساخته كوئنیتن تارانتینو و فیلم تریلر «Mulholland Drive» (۲۰۰۱) از دیوید لینچ، نیز مصداق این ادعا هستند. از آنجا كه سبك فیلمسازی پست مدرن در به تصویر درآوردن موضوعات مهم مربوط به انسانیت موفقیتی به دست نیاورد، در دهه اول قرن بیست ویكم، سبك رمدرن با تأكید بر ارتباط احساسی مخاطب با فیلم، در تضاد با سبك پست مدرن، در سینما پدیدار شد. از فیلم كوتاه «فیلمبرداری در ماه» (۲۰۰۳) می توان به عنوان نمونه ای از آثار سینمایی سبك رمدرن، نام برد. اما باید گفت از زمانی كه فیلمسازان به سبك پست مدرن روی آورده اند، این سبك به عنوان شیوه ای جدید برای كشف موضوعات و شخصیت ها در سینما، مورد توجه قرار گرفته است. 

منبع : روزنامه ابرار


برچسب ها: پست مدرنیسم ، سبك فیلمسازان معاصر ،

یکشنبه 24 مرداد 1389

اکسپرسیونیسم و سینمای اکسپرسیونیستی

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،

اکسپرسیونیسم و سینمای اکسپرسیونیستی

اكسپرسیونیسم چیست؟

اكسپرسیون در لغت به معنای "‌‌‍‌بیان، عبارت، حالت و چهره" است و اكسپرسیونیسم به هر اثر هنری اطلاق می شود كه بیشتر به نمایش احساس ذهنی و درونی تمایل داشته باشد تا مشاهده ی عینی و بیرونی. اكسپرسیونیسم از همان ابتدا، مكتبی بود برای نمایش دلتنگی ها و خفقان دنیای مدرن. از سوی دیگر، سنت و قراردادهای دست و پا گیر موجود در قالب های هنری گذشته را نیز نفی می كرد. همین مسئله، اكسپرسیونیست ها را به فكر تغییر وضع موجود و حركت در مسیری جدید انداخت. از این رو می توان اكسپرسیونیسم را یكی از آغازگران هنر پست مدرن دانست.


ادامه مطلب

برچسب ها: اکسپرسیونیسم و سینمای اکسپرسیونیستی ،

پنجشنبه 19 شهریور 1388

جایگاه منشی صحنه در روند تولید

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،

جایگاه منشی صحنه در روند تولید
 
 

راکورد، حفظ تداوم در صحنه است که جزء وظایف اصلی منشی صحنه محسوب می شود. تداوم در صحنه از این نظر تماشاگر؛ پیوستگی لازم بین نماها را احساس کند، می بایست مورد توجه قرار گیرد. بنابراین منشی صحنه به عنوان حافظه کارگردان وظیفه حفظ ۱۲ نوع تداوم دارد که البته به فراخور تنوع ساختاری حفظ راکوردها نیز در تعداد و نوع متفاوت خواهد بود.

۱- تداوم در داستان ( Continuity Of Story of Theme)

۲- تداوم در موضوع ( Subject  Continuity Of)

۳- تداوم در فکر و اندیشه ( Continuity Of Thought)

۴- تداوم درتوجه و علاقه مندی ( Continuity Of Interest)

۵- تداوم در زمان (Time  Continuity Of)

۶- تداوم در  حس و حال (Mood Continuity Of)

۷- تداوم در رسیدن اوج داستان( Bulid-up Continuity Of)

۸- تداوم در تعلیق و هیجان(Suspense Continuity Of)

۹- تداوم در نورپردازی(Continuity Of Lighting)

۱۰- تداوم در شخصیت(Character Continuity Of)

۱۱- تداوم در مکان و پس زمینه(Continuity Of Location & Background)

۱۲- تداوم در عمل(Action Continuity Of)

بنابراین برای حفظ هر چه بیشتر تداوم، منشی صحنه می بایست پبش زمینه ای از کار سایر عوامل تولید داشته باشد زیرا از دست رفتن راکوردها ممکن است بیننده را دچار اغتشاش ذهنی نماید و در نتیحه از علاقه اش نسبت به برنامه بکاهد.

منشی صحنه فردی است که از مرحله پیش تولید ، همراه کارگردان است.  اولین وظیفه او تفکیک سناریو است و مسئولیت دیگر او نظارت بر تهیه شدن وسایل تهیه می باشد و در واقع نوعی آرشیو بندی کار است. سابقه کار تولید در دست اوست. 


برچسب ها: جایگاه منشی صحنه در روند تولید ،

Total Of Pages > تعداد کل صفحات:  10 1 2 3 4 5 6 7 ...