تبلیغات
Cinema and Television Specialist Magazine - معرفی کتاب
دوشنبه 25 مرداد 1389

معرفی کتاب

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :معرفی کتاب ،



نشانه‌شناسی موسیقی فیلم


اخلاق در فیلمنامه نویسی


رباعی سینما


نگارش فیلمنامه‌ی مستند


مستند؛ از ایده تا فیلمنامه


درسهاى بازیگرى


راهنمای نگارش گفت‌وگو


چگونه فیلمی با بودجه ی كم بسازیم


چگونه داستان را به فیلمنامه تبدیل كنیم؟




نگارش فیلمنامه‌ی كوتاه


فیلمنامه‌های الگو ، الگوهای فیلمنامه







نشانه‌شناسی موسیقی فیلم


نشانه‌شناسی موسیقی فیلم

تألیف کتاب «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» یکی از آثار تحقیقی «تورج زاهدی»، ما را بر آن داشت تا این کتاب ارزنده را به سینمادوستان و علاقه‌مندان ادبیات سینمایی معرفی کنیم.

دانش نشانه‌شناسی (Semiology) از این جهت به هنر «سینما» ربط پیدا می‌کند که در نقد و بررسی آثار این رشته‌ی فراگیر هنری، بدون توسل به مقوله‌هایی چون نمادها و نشانه‌ها، کار تحلیل فیلم تقریباً غیرممکن خواهد بود.

در این مسیر، سعی و تلاش اندیشمندانی چون: «فردینان دوسوسور» و «چارلز سندرز پیرس» که هر کدام به نوبه‌ی خود به نوعی کشف در حیطه‌ی علم زبان‌شناسی (Linguistics) نایل آمده بودند، هرگز فراموش‌شدنی نیست.

در دیباچه و درآمد کتاب «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» بر این نکته‌ی اساسی تأکید می‌شود که وجود کتاب‌های مختلف در باب «نشانه‌شناسی» به‌ویژه در نیم قرن اخیر به منتقدان ادبی و هنری کمک کرده تا در شاخه‌های پرتنوع هنری و ادبی، امکان بررسی‌های کارشناسانه و تجزیه و تحلیل‌های جدی و عالمانه داشته باشند. به همین سبب، امروزه در سایه‌ی برخی پژوهش‌های پردامنه در موضوعاتی چون: «نشانه‌شناسی سینما»، «نشانه‌شناسی تئاتر» و «نشانه‌شناسی موسیقی» شرایط مساعدی فراهم آمده است که در رمزگشایی بسیاری از نمادها و نشانه‌های موجود در سینما، تئاتر، موسیقی و سایر هنرها، دقیق‌تر و کارشناسانه‌تر عمل شود.

کتاب حاضر که به نظر می‌رسد یکی از نخستین نمونه‌های تحقیقی - تألیفی (به زبان فارسی) در زمینه‌ی نشانه‌شناسی موسیقی فیلم به شمار می‌آید، در شرایطی از سوی «پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی» در انتشارات سوره‌ی مهر (وابسته به حوزه‌ی هنری) به چاپ رسیده اسـت که به‌راستـی جای خالی این گونه پژوهش‌ها در مباحث «شناخت‌شناسی»، «موسیقی فیلم» یا «موسیقی در سینما» ملموس است.

«تورج زاهدی» مؤلف کتاب که خود از سال‌ها پیش به واسطه‌ی آشنایی حرفه‌یی در مباحث نقد و تحلیل آثار سینمایی و «نقد فیلم» با سینما قرابت داشته و به دلیل آشنایی و تجربه‌ی عملی در موسیقی، کارشناس این رشته نیز بوده است، این بار کوشیده تا در سراسر کتابِ تألیفی خود بر این نکته تأکید داشته باشد که: «بدون نشانه‌شناسی، جهان در عرصه‌ی تفکر چیزی کم خواهد داشت»!

مؤلف کتاب، اگرچه در سال 1363 با تألیف کتاب دیگری با عنوان «موسیقی فیلم» در این عرصه تجربه‌یی ارزنده داشته است، اما این بار با تکیه بر دانش نشانه‌شناسی، تلفیق بهینه‌یی میان مفاهیم مشترک میان سینما و موسیقی را در قالب این اثر یعنی «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» به جامعه‌ی هنری کشور عرضه کرده است.

این کتاب در چهار فصل اصلی خود، پس از درآمدی کوتاه به عناوینی چون: نشانه‌شناسی چیست؟ نشانه‌شناسی موسیقی، نشانه‌شناسی موسیقی فیلم و نشانه‌شناسی سازهای اصیل موسیقی ایرانی در موسیقی فیلم به ترتیب در فصل‌های اول، دوم، سوم و چهارم اشاره دارد.

نویسنده در فصل اول کتاب با هدف پاسخگویی به یک پرسش کلی و در عین حال اساسی یعنی «نشانه‌شناسی چیست؟» به برخی از متون اصلی و ترجمان آن‌ها به‌ویژه در رشته‌ی «زبان‌شناسی» اشاره می‌کند و با بررسی روند روابط میان «زبانِ مبدأ» و «زبان ِمقصد» به واکاوی مسئله‌ی نحوه‌ی ترجمان دقیق و عالمانه‌ی مفاهیم مورد نظر می‌پردازد.

مؤلف در همین فصل با استفاده از نظریات «اُمبرتو اِکو» یکی از متفکران صاحب‌نظر معاصر و هم‌چنین با استفاده از نظریات «یوری یلمسف» (زبان‌شناس لهستانی) به مقوله‌ی «عملکرد نشانه‌ها» (Sign - Function) اشاره می‌کند و بار دیگر بر اصطلاح دانش «نشانه‌شناسی» (Semiology) که از ابداعات فردینان دوسوسور است، تأکید می‌ورزد.

در ادامه‌ی همین فصل از کتاب، با استفاده از عناوینی چون: «تصور معنایی و تصور صوتی، دالّ و مدلول، رابطه‌ی درون‌زبانی، کلمه در مقام نشانه و نشانه‌های دیداری» - نشانه‌های شمایلی: Icon، نمایه‌ها: Index و نمادها: Symbols و برخی نشانه‌های خاص بین‌المللی - به مفاهیم عمومی نشانه‌شناختی، اشاراتی روشن دارد.

«نشانه‌شناسی موسیقی» موضوع مهمی است که در فصل دوم این کتاب به دقت مورد بررسی قرار می‌گیرد. مؤلف بر این اعتقاد است که برای دنبال کردن دامنه و گستره‌ی نشانه‌شناسی در عرصه‌ی هنر «موسیقی فیلم» ضرورت دارد که پیش از هر کاری از نشانه‌شناسی «موسیقی» نیز اطلاعات لازمی به دست آورد.

شاید به این دلیل در فصل سوم کتاب به «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» اشاره می‌شود که در فصل پیش به «نشانه‌شناسی موسیقی» به‌طور اختصاصی پرداخته شده است. بر پایه‌ی چنین بینشی، مؤلف کوشیده است تا خواننده‌ی این کتاب را گام به گام به هدف و غرض اصلی خود از تألیف چنین اثری نزدیک‌تر کند.

به همین روی، در فصل چهارم کتاب - که خود مشتمل بر چندین بخش است - به مقوله‌ی موسیقی متن در سینمای ایران می‌پردازد، چرا که اعتقاد دارد موسیقی ایرانی در شمار موسیقی‌هایی‌ست که به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردش در کنار تأثیراتی که از موسیقی غربی پذیرفته است به خودی خود نیز از مجموعه‌ ویژگی‌های اختصاصی در بطن خود برخوردار است که این موسیقی را از موسیقی سایر کشورهای جهان جدا می‌کند.

در همین بخش از مطالب، مؤلف کوشیده تا با ارایه‌ی مطالبی در باب «نشانه‌شناسی سازهای اصیل موسیقی ایرانی» از جمله: «ویولن، کمانچه، نی، سنتور، تار و سه‌تار» کار را برای کسانی که در «موسیقی فیلم» جست‌وجوگر نشانه‌هایی از سازهای اصیل موسیقی ایرانی هستند، آسان سازد.

نویسنده‌ی کتاب به‌ویژه در فصل چهارم، فرصتی یافته است تا به این نکته‌ی اساسی اشاره کند که در تمدن‌های کهنی همچون: «هند، چین و ژاپن» در بهره‌وری موسیقایی به گونه‌یی عمل شده است که آشکارا می‌توان جای پای موسیقی غربی را در کارهای هندی و چینی به تماشا نشست، یعنی از یک سو سازهای اصیل و بومی این کشورها - به جز یـکی یا دو نمونه از سازهـای سنتی - به فراموشی سـپرده شده است و از سوی دیگر گویی بخش عمده‌یی از موسیقی بومی و ملی این کشورها در تمدن غربی مستحیل شده است! در حالی که موسیقی اصیل ایرانی در زمینه‌ی سازهای مختلف از چنان غنایی برخوردار است که همواره امکان برپایی یک ارکستر کامل با استفاده از مجموعه سازهای اصیل، سنتی و ملی وجود دارد.

در بخشی از این کتاب یعنی از صفحه‌ی 291 تا صفحه‌ی 328 (پایان کتاب) با افزودن پیوستِ جالبی از فهرست فیلم‌هایی که به نحوی در این اثر از آن‌ها نام برده شده است، به نام کارگردان، سال تولید و ساخت فیلم مورد نظر (اعم از فیلم‌های ایرانی و خارجی) اشاره می‌شود و در ضمن نمونه‌هایی از نت موسیقایی، موسیقی متن فیلم‌هایی چون: «قیصر، کوچه‌مردها، شیر سنگی، خاک، طوقی و گوزن‌ها» نیز در صفحات پایانی این اثر به چاپ رسیده است.

کتاب «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» در سال 1388 با شمارگان 2500 نسخه و بهای 5700 تومان به همت پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی در انتشارات سوره‌ی مهر به چاپ رسیده است .


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اخلاق در فیلمنامه نویسی

اخلاق در فیلمنامه نویسی

ترجمه‌ی‌ مریم خرقه پوش


برخورد با برخی عنوان‌های تازه در دنیای نشر كتاب ممكن است گاهی شما را حتی در مقام یك خواننده‌ی حرفه‌یی كتاب نیز به شگفتی وادارد!

این شگفتی ممكن است گاهی در نگاه اول از آشنایی با نام یا عنوان كتاب به و‌جود آید. كتاب «اخلاق در فیلمنامه‌نویسی» یكی از همان عنوان‌های شگفتی‌آفرین است كه حتی سینمادوستان حرفه‌یی را نیز به نوعی شگفتیِ آمیخته به تحسین وامی‌دارد؛ چرا كه كم‌تر كسی می‌تواند باور داشته باشد كه اخلاق و رعایت اصول اخلاقی و خدشه‌دار نكردن حق و حقوق دیگران نیز می‌تواند در دنیای فیلمنامه‌نویسان مقوله‌یی ارزشمند و قابل اعتنا به حساب آید!

اگر از ما بپرسند كه به‌راستی اخلاق در فیلمنامه‌نویسی چه معنایی دارد، با تكیه بر مطالب ساده و روشن این كتاب می‌توان گفت كه: «این اصول اخلاقی برای فیلمنامه‌نویسانی است كه به‌واقع برای آن چه كه می‌نویسند ارزش قایل‌اند؛ آن‌هایی كه از اهمیت صحنه‌های فیلم و تأثیر آن‌ها بر مخاطب آگاه‌اند، كسانی كه می‌خواهند فیلمنامه‌های پرمعنایی بسازند با گفتاری بانفوذ كه در عین جلب مخاطب پذیرای او نیز باشد».

كتاب اخلاق در فیلمنامه‌نویسی نوشته‌ی «مریلین بكر» با ترجمه‌ی «مریم خرقه‌پوش»، از جمله كتاب‌های جدید انتشارات بنیاد سینمایی فارابی است كه در سال 1387، با تأكید بر اصول اخلاقی، برای فیلمنامه‌نویسان چاپ و انتشار یافته است.

در یادداشت ناشر طی چند سطر كوتاه بر این واقعیت تأكید می‌شود كه اگر در جامعه‌ی غربی مطرح كردن مقوله‌ی اخلاق در سینما - آن هم در فیلمنامه‌نویسی - تا حدودی خنده‌دار به نظر می‌رسد، برعكس در كشور ما، كه توجه به نگرش‌های دینی پراهمیت تلقی می‌شود، امری بسیار جدی و قابل اعتنا به شمار می‌آید.

كتاب حاضر اگرچه پاسخ همه‌جانبه و كاملی به بایدها و نبایدها در مقوله‌ی اخلاق در فیلمنامه‌نویسی ارایه نمی‌دهد، با این حال، می‌تواند آغازی برای مطرح شدن چنین مباحثی باشد.

با یك پرسش كلیدی ممكن است از خود بپرسیم چرا اخلاق؟ چرا من؟ چرا حالا؟ در نخستین بخش از این كتاب نویسنده بر این اعتقاد است كه همه‌ی ما در تغییر جهان سهیم هستیم و سهم ما هرچند ممكن است كوچك باشد اما بسیار پراهمیت تلقی می‌شود. مهم این است كه ما در دلمان به خوب زندگی كردن اعتقاد عمیقی داشته‌ باشیم.

برای نویسنده‌ی كتاب كه اخلاق از زمان كودكی‌اش امری مهم و ارزشمند بوده، در عین حال از مقوله‌های دشوار نیز به حساب می‌آمده است چرا كه در تمام شكل‌های گوناگون نویسندگی حرفه‌یی - شعر، داستان كوتاه، رمان، روزنامه‌نگاری، مستندهایی برای رادیو و تلویزیون، برنامه‌ی كودك، مجموعه‌های كوتاه تلویزیونی و فیلمنامه - رعایت مسایل اخلاقی بسیار پراهمیت تلقی می‌شود؛ به همین سبب می‌كوشد تا در سراسر این كتاب از پراهمیت بودن اخلاق سخن بگوید و مقوله‌ی اخلاق همواره برای او موضوع پراهمیتی باشد.

در مقدمه‌ی كتاب بر عنوان «اندیشیدن قبل از نوشتن» تأكید می‌شود؛ گویی كل كتاب برای فیلمنامه‌نویسان متفكر نوشته شده است! نویسنده در بخش دیگری از كتاب با عنوان «مسئولیت اجتماعی» می‌كوشد تا این اعتقاد روشن خود را به خواننده نیز انتقال دهد كه مسئولیت نویسندگان به وظایفی چون آگاه كردن، الهام دادن یا پرورش نوع بشر یا تلاش برای ارتقای زندگی آن‌ها مربوط می‌شود.

فیلمنامه‌نویس بااخلاق از نظر نویسنده‌ی این كتاب كسی است كه شرح و توصیف هیچ تصویری را در فیلمنامه‌اش ثبت نكند تا معیارهای اخلاقی جامعه را نادیده بگیرد! از احساسات تماشاگر در جهت ایجاد احساس همدردی در صحنه‌های جنایت، اعمال خطا و شیطانی و گناه نباید استفاده شود.

هرگز نباید قوانین طبیعی یا انسانی در فیلمنامه‌ی شما مورد ریشخند و تمسخر یا بی‌حرمتی قرار گیرد. توجه به همین ظرایف است كه می‌تواند فیلمنامه‌تان را در مدار اخلاق‌گرایی قرار دهد.

مقوله‌ی اخلاق در فیلمنامه‌نویسی به ظرایف گوناگونی اشاره دارد كه در بندبند آن می‌توان در مورد سلامت روابط خانوادگی و پرهیز از عناصر ضداخلاقی مغایر مناسبات سالم اجتماعی، نمونه‌های فراوانی را مشاهده كرد كه در صورت رعایت یكایك بایدها و نبایدها، فیلمنامه‌نویس می‌تواند اثر خود را از دام ابتذال، وقاحت، كفرگویی، نمایش عریان و وقیحانه‌ی حركات و صحنه‌های غیراخلاقی و ریشخند عقاید و آرای دینی و مذهبی به خوبی نجات دهد و اثری منطبق با موازین اخلاقی خلق كند.

فیلمنامه‌نویسِ اخلاق‌گرا نمایشِ واقعی خشونت را كاری هنرمندانه نمی‌پندارد، برعكس می‌كوشد تا از عناصری همچون عشق به عنوان كلید سعادتمندی سود جوید و مهربانی و دلسوزی و شفقت و خیرخواهی را به عنوان كلیدهای اخلاقی برای رفتارهای مناسب و انسانی در نوشته‌ی خود به كار گیرد.

گوش دادن به ندای وجدان نیز یكی دیگر از توصیه‌های نویسنده‌ی این كتاب به فیلمنامه‌نویسان اخلاق‌گراست. بی‌اعتنایی به ندای وجدانی اغلب نتیجه‌یی جز آشفتگی و ناهماهنگی كارهایمان در بر نخواهد داشت.

وقتی «شكسپیر» از زبان «هملت» می‌گوید: «وجدان، همه‌ی ما را بزدل می‌كند» در واقع از قدرت وجدان سخن به میان می‌آورد! چرا كه وقتی كه بترسیم شتاب‌زده و نابخردانه تصمیم نمی‌گیریم و دست به كارهایی بدون فكر و تأمل نمی‌زنیم.

در فصول پایانی این كتاب 380 صفحه‌ییِ خواندنی، تمرین‌های جالبی در نظر گرفته شده است كه مهم‌ترین تمرین را می‌توان در چهار صفحه‌ی پایانی كتاب به عنوان نتیجه‌گیری در قالب «فهرست بازبینی اخلاقیات» مورد بررسی قرار داد كه این تمرین، نویسنده‌ی فیلمنامه را از مرحله‌ی خلق یك ایده تا نگارش فیلمنامه‌ی نهایی بر اساس مبانی و ارزش‌های اخلاقی، با معیارهای اخلاقی و پایبندی به آن‌ها آشنا می‌سازد .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رباعی سینما

رباعی سینما
(بررسی ویژگی‌های ساختاری فیلمنامه‌ی كوتاه)

نوشته‌ی آرش رصافی

یك كتاب سودمند و جالب دیگر را به سینمادوستان و علاقه‌مندان ادبیات نوشتاری سینمایی معرفی می‌كنیم.

این كتاب به‌ویژه برای كسانی كه در عرصه‌ی فیلمنامه‌ی كوتاه یا ساخت فیلم‌های كوتاه فعالیت دارند، خواندنی و جذاب است.



«رباعی سینما» در اولین برخورد خواننده با چنین اثری، نام جالب توجه خود را به رخ می‌كشد! چرا رباعی سینما؟

شاید با كمی دقت بتوان این حسن انتخاب «آرش رصافی» نویسنده‌ی این اثر را تحسین كرد و دریافت كه فیلم كوتاه اگر قرار باشد كه اثری گزیده‌گوی، با ساختاری منسجم و بدون حشو و زواید معمول در فیلم‌های سینمایی باشد، در مقایسه با قالب‌های شعری در ادب فارسی تنها می‌تواند همان رباعی باشد كه در فشرده‌ترین شكل در چهار مصراع یا دو بیت، حرف و سخن پراهمیتی را با وزن و ضرب‌آهنگ گوش‌نوازی با خواننده در میان می‌گذارد!

بررسی ویژگی‌های ساختاری فیلمنامه‌ی كوتاه به خواننده‌ی چنین كتابی این فرصت را می‌دهد تا دریابد كه آیا به‌راستی می‌توان برای فیلمنامه‌ی فیلم كوتاه هویتی مستقل قایل شد؟

در پاسخ به چنین پرسش به ظاهر ساده‌یی، بی‌آن‌كه مؤلف قصد تاریخ‌نگاری داشته باشد، ابتدا در قالب یك مقدمه‌ی روشن و خواندنی، از اصطلاح «عرضه‌ی چیزهای خوب در بسته‌های كوچك» سخن به میان می‌آورد كه اشاره‌یی ظریف به فشردگی قالب فیلم‌های كوتاه دارد كه در این نوع فیلم‌ها، شخصیت‌های برجسته و داستان‌های موجز و به‌یادماندنی در زمانی كم‌تر از 30 دقیقه بیان می‌شود.

در همین مقدمه بر این نكته‌ی ظریف نیز تأكید می‌شود كه اگرچه میان نوشتن فیلمنامه برای فیلم بلند (سینمایی) و فیلم كوتاه، وجوه اشتراك فراوانی وجود دارد اما واقعیت این است كه فیلمنامه‌ی كوتاه به‌طور اختصاصی اثری است كه به لحاظ ساختاری دارای پویایی متفاوتی است و اغلب نیز بر نوعی كشمكش درونی اتكا دارد كه متضمن یك مشكل شخصی مربوط به شخصیت محوری (اصلی) مطرح‌شده در فیلمنامه است؛ به‌علاوه بر این واقعیت آشكار نیز تأكید می‌شود كه امروزه در عصری كه با خصوصیات دنیای ماشینی و فن‌آوری‌های نوین شناخته می‌شود، به دلیل مشغله‌ی فراوان انسان‌ها و زمان اندكی كه برای اوقات فراغت وجود دارد، بسیاری به این نوع سینما (فیلم كوتاه) علاقه نشان می‌دهند چرا كه وقت و زمان كمی از زندگی مخاطبان را در بر می‌گیرد.

مؤلف می‌كوشد تا در فصول مختلف این كتاب به برخی از پرسش‌های كاربردی خوانندگان به‌ویژه علاقه‌مندان به سینمای تجربی و فیلم كوتاه پاسخ دهد كه، به‌راستی فیلمنامه‌ی یك فیلم كوتاه به عنوان اثری مستقل از فیلمنامه‌ی فیلم سینمایی و بلند دارای چه ویژگی‌های ساختاری است و روند شكل‌گیری چنین فیلمنامه‌یی چگونه است؟

ناگفته پیداست كه پاسخگویی به چنین پرسشی به كسانی كه برای مثال در رشته‌ی سینما و فیلمنامه‌نویسی تحصیل می‌كنند یا از جمله علاقه‌مندان حرفه‌یی فیلم هستند، كمك بسیار درخشانی خواهد كرد؛ به‌ویژه كه به آنان نشان می‌دهد كه تفاوت‌های آشكار فیلمنامه‌های كوتاه با فیلمنامه‌های سینمایی (بلند) در چه بخش‌هایی از كار فیلمنامه‌نویسی به چشم می‌خورد.

آرش رصافی، در مقام نویسنده‌یی كه خود دغدغه‌ی پرداختن به فیلم كوتاه را در مقام یك فیلمساز تجربی نیز از یك دهه‌ی گذشته در سر داشته است، به این پرسش طبیعی سینماگران و فیلمنامه‌نویسان جوان در عرصه‌ی فیلم كوتاه نیز پاسخ می‌دهد كه، این سینمای خاص نوگرا و ساختارگریز در چه صورتی ممكن است بتواند از ویژگی‌های ساختاری قابل تعریف و مشخص بهره بگیرد؟

در نخستین فصل این كتاب 182 صفحه‌یی به پیشینه‌ی تاریخی فیلم و فیلمنامه‌ی كوتاه در جهان اشاره می‌شود كه از این رهگذر پس از اشاره به این واقعیت آشكار كه «سینما در آغاز صرفاً فیلم كوتاه بود و ظاهراً جز این هم نمی‌توانست باشد» به بررسی تاریخ سینما - كه به‌طور طبیعی به نوعی تاریخ فیلم كوتاه نیز به حساب می‌آید - می‌پردازد.

در همین فصل، پس از اشاره‌یی گذرا به سینما در غرب و در اروپا، به سینمای تجربی و سینمای آزاد در ایران نیز پرداخته می‌شود. در این بخش، پس از پرداختن به فعالیت‌های سینمایی كانون پرورش فكری كودكان و تلویزیون و برخی از افراد در بخش‌های غیردولتی پیش از انقلاب اسلامی ایران، به فیلم كوتاه و فعالیت فیلمسازان این عرصه در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران پرداخته می‌شود و از این رهگذر به نام‌های آشنایی همچون «رهبر قنبری، داریوش یاری، محمد شیروانی، علی‌رضا امینی، بهرام توكلی، محسن امیریوسفی» و ... اشاره می‌شود.

«پیشینه‌ی نظری» عنوان فصل دوم كتاب است كه با طرح كلیاتی درباره‌ی فیلمنامه‌ی فیلم كوتاه و هویت مستقل آن سعی دارد تا از سینمای كوتاه تعریفی جدی‌تر به دست دهد.

در همین فصل، سعی می‌شود تا نشان داده شود كه فیلم كوتاه داستانی می‌تواند در گونه‌های مختلف سینمایی ظهور پیدا كند، یعنی یك فیلم كوتاه می‌تواند در گونه‌یی پلیسی، ترسناك، عشقی و یا هر مقوله‌ی دیگری، خود را عرضه كند و در عین حال وابستگی چندانی به هیچ یك از گونه‌های آشنا و گاه كلیشه‌شده نداشته باشد!

در این فصل بر یك نكته‌ی مهم دیگر نیز تأكید می‌شود به این معنا كه بسیاری از بزرگان فیلمسازی جهان و چهره‌های نامداری همچون «فدریكو فلینی، ویتوریو دسیكا، ماریو مونیچلی، لوكینو ویسكونتی، برادران تاویانی، جیم جارموش، فرانسیس فورد كاپولا، میگل آنجلو آنتونیونی، استیون سادربرگ، كوئنتین تارانتینو» و ... همه و همه از رهگذر تجربه‌ی ساخت فیلم كوتاه به سینمای حرفه‌یی و تجاری رسیده‌اند!

فصل سوم كتاب با طرح اهداف كلی و اختصاصی به تعیین و تبیین ویژگی‌هایی كه ساختار یك فیلمنامه‌ی كوتاه را تشكیل می‌دهد، می‌پردازد و با اشاره به انواع فیلمنامه‌‌ی كوتاهِ شخصیت‌محور (Character Based)، موقعیت‌محور (Situation Based) و شبه‌بلند (Like Script Feature) به خصوصیات هر یك از انواع فیلمنامه‌ها پرداخته می‌شود.

در همین كتاب در بخشی نیز با طرح پیوند میان «مینیمالیسم» و «فیلمنامه‌ی كوتاه» مقایسه‌یی جالب و خواندنی شكل می‌گیرد و در صفحات پایانی با ذكر چند منبع و مأخذ معتبر - اعم از فارسی و لاتین - خوانندگان به منابع مهم و خواندنی نیز هدایت می‌شوند.

كتاب جالب و خواندنی رباعی سینما نوشته‌ی آرش رصافی با ویراستاری «مهدی فرودگاهی» در پاییز 1386، با شمارگان 1500 نسخه با مشاركت انجمن سینمای جوانان ایران در انتشارات بنیاد سینمایی فارابی به چاپ رسیده است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برچسب ها: معرفی کتاب ،