تبلیغات
Cinema and Television Specialist Magazine - ساختار 9 پرده‏اى
دوشنبه 25 مرداد 1389

ساختار 9 پرده‏اى

   نوشته شده توسط: کمال پورحنیفه Kamal Poorhanifeh    نوع مطلب :اصول فیلمسازی ،آموزش فیلمنامه نویسی ScreenWriting ،

ساختار 9 پرده‏اى


امیدوارم روزى برسد كه این ساختار نه‏پرده‏اى را در استودیوى بزرگى تدریس‏كنم. ساختار سه پرده‏اى مورد نظر من باساختار سه پرده‏اى كه سید فیلد دركتابهایش آورده است نباید اشتباه گرفته‏شود


ساختار 9 پرده‏اى

معرفى نویسنده

سلام اسم من دیوید سیگل است. من تابه حال به كلاسهاى آموزش فیلمنامه‏نرفته‏ام. در سال 1986 وقتى كه در شركت‏لوكاس فیلم در قسمت گرافیك كامپیوتر كارمى‏كردم، نوشتن فیلمنامه را شروع كردم،در ابتدا هفت فیلمنامه نوشتم، اما هرگزسعى نكردم تا آنها را بفروشم به خاطراینكه مى‏خواستم به عنوان یك فیلمنامه‏نویس نوشتن را یاد بگیرم. بعد از آن مدت‏هشت سال متمادى در گسترش و بسط نظریه‏اى كه آن را ساختار نه پرده‏اى نامیدم‏كار كردم، كه از آن براى مشورت دادن درمورد داستان، طرح فیلمنامه و ساختن‏بازیهاى جدید استفاده مى‏كنم.

امیدوارم روزى برسد كه این ساختار نه‏پرده‏اى را در استودیوى بزرگى تدریس‏كنم. ساختار سه پرده‏اى مورد نظر من باساختار سه پرده‏اى كه سید فیلد دركتابهایش آورده است نباید اشتباه گرفته‏شود.

شما مى‏توانید در مورد ساختار 3پرده‏اى به یكى از كتابهاى سید فیلد رجوع‏كنید یا اگر نمى‏خواهید كتابهاى سید فیلد رامطالعه كنید یا با ساختار سه پرده‏اى آشناهستید، ساختار نه پرده‏اى مى‏تواند درپیشبرد نوشته شما كمك كند. این ساختارابزارهاى دقیق‏ترى نسبت به ساختار سه‏پرده‏اى دارد و گاهى این ساختار زیرمجموعه‏اى از ساختار سه پرده‏اى است وگاهى هم با آن متفاوت است از طرف دیگراگر شما در توسعه طرح متخصص هستیدو چگونه عمل كردن با ساختار سه پرده‏اى‏را به مردم ارائه مى‏دهید در اینجا شماخودتان را با زبان دیگرى خواهید یافت.

البته براى كسانى كه روى ساختار سه‏پرده‏اى وقت گذاشته‏اند سخت است كه‏افكارشان را به نه پرده‏اى تغییر دهند. اى‏كاش مى‏توانستم در چند صفحه غیر مفیدبودن ساختار سه پرده‏اى را توضیح دهم،اگر چه فیلمنامه شما باید یك ابتدا، میانه،پایان و كشمكش داشته باشد و در آخر گره‏را باز كنید، اما اگر شما تفاوت بین پیچیدگى‏در طرح و معكوس شدن هدف را ندانیددچار مشكل مى‏شوید و متاسفانه خیلیهااین را نمى‏دانند، سعى من این است در مورداین بحث كه آیا ساختار سه پرده‏اى‏ساختارى محكم و قابل اطمینان است یا نه‏بحثى نكنم زیرا آنان هم در نظر خود محق‏هستند.

به نظر من ساختار سه پرده‏اى ماننداین است كه كسى بگوید ماشین باید چهارچرخ داشته باشد، البته خود این هم اشتباه‏است، زیرا چرخها را با موتور اشتباه‏مى‏گیرند.

در حقیقت ساختار نه پرده‏اى‏حكم موتور جلو برنده را دارد. به هر حال‏امیدوارم كه این ساختار را تجربه كنید وقضاوت در مورد آن را به بعد موكول كنید.خیلى از فیلمنامه نویسان تصدیق كرده‏اندكه ساختار نه پرده‏اى مانند یك چراغ قوه پرنور در تاریكى عمل مى‏كند كه فقط چندروزى از كار با ساختمان فیلمنامه شما راخواهد گرفت و تجربه‏اى است كه پرتوهاى‏جدیدى روى پروژه شما مى‏ریزد و براى‏مهارت در این ساختار شما نیاز به شش ماه‏كار شدید دارید.

GOOD FORTUNE

خوش اقبالى

BAD fORTUNE

بد اقبالى

FILM TIME

زمان فیلم

STRUCTURETHE NINE ___ ACT

ساختار نه پرده‏اى

پرده صفر: خون دل خوردن‏در یك شب
یك داستان خوب، یك رشته خرابكارى‏است كه پاى دو رشته محكم دیگر كه باسرعت زیاد از یكدیگر دور مى‏شوند را به‏میان مى‏كشد و هر چقدر آن دو رشته از هم‏دور شوند تاثیر جذاب‏ترى در داستان‏مى‏گذارد. زمان پایه درست و جدى‏كشمكش است.

چیز دیگرى كه در فیلمهاى‏پر فروش وجود دارد این است كه همه‏آنها در این مشتركند كه یك شخصیت خوب‏و یكى بد دارند و شخصیتهاى خوب و بد دریك شب ساخته مى‏شوند، در حقیقت انتقام‏و كینه بندرت كمتر از 35 سال اتفاق مى‏افتدو بیش از این زمان مى‏خواهد تا انتقام وكینه‏اى شكل بگیرد.

در بیش از 190 فیلم از200 فیلم خوب درگیرى و تعارض‏شخصیتها ده سال قبل از ابتداى فیلم شروع‏شده است و در همه قالبها ضد قهرمان (وبعضى وقتها قهرمان) سالیان سال آرام و بافكر، طرح اجراى نقشه بزرگى را آماده‏مى‏كند، كینه‏ها ممكن است ناشى ازناراحتیهاى قرنها پیش بوده یا منافع‏شخصى گذشته باشند به هر حال ضدقهرمان شخصى خود گمارده است و نیازى‏به دستیار ندارد.

در اى تى، كى همه زندگیش را به دنبال‏یك موجود غیر زمینى مى‏گردد. در پدرخوانده بقیه خانواده‏ها سالهاى زیادى به‏دنبال فروش مواد مخدر بوده‏اند و حالا براى‏كنار كشیدن دیر است. اغلب نطفه یك حادثه‏ده سال قبل اتفاق افتاده و الان جرقه‏اى براى‏كشمكش شخصیت مى‏شود. در فیلم بتمن،جوكر والدین بروس وین را در یك دستبردساده به قتل رسانده است و نقطه كشمكش‏هنگامى شروع مى‏شود كه بتمن و جوكر دریك تصادف گریز ناپذیر در مسیرشان به‏یكدیگر برخورد مى‏كنند.

□ به چه نیازمندیم؟
جدا كردن بین پیش داستان و زندگینامه‏شخصیت. مطمئن شوید كه بین تاریخچه‏فردى (زمینه عمومى مكانى و زمانى‏زندگینامه) كه ابعاد زیادى به شخصیت‏مى‏دهد و بین پیش داستان كه دانه‏ها ونشانه‏ها را براى كشمكش مى‏كارد تمایزقائل شده‏اید.

پرده اول: با یك تصویر شروع‏كنید
این سكوى ورودى فیلم است و معمولاًهمراه تیتراژ نشان داده مى‏شود و صحنه وصدا را بر پا مى‏كند، اولین تصویر تقریباًهمیشه یك نماى پر هزینه است كه‏گستره‏اى از بالاى یك شهر یا موقعیتى ازیك صحنه چیده شده را فرا مى‏گیرد.

پرده‏اول فیلم دختر كارگر یكى از محبوب‏ترین‏پرده‏هاى اول براى من است.

□ به چه نیازمندیم؟
یك نماى بلند یا متحرك كه مكان، زمان‏یا موضوع را معرفى مى‏كند، البته نه‏شخصیت را، فعلاً لزومى به معرفى‏شخصیت نیست.

پرده دوم: رویداد ناخوشایند
اگر در چهار دقیقه اول اتفاق نمى‏افتدشما باید داستان را خیلى زود شروع كنید.پرده دوم منطقى در فیلمهاى آرواره‏ها، تیرانداز برتر، شیر شاه، چه كسى براى راجررابیت پاپوش دوخت، پلیس بورلى هیلز 2،فرارى، غریزه اصلى) وارد كننده كینه وانتقام یا آغاز گر محاصره یا سازنده یك‏اشتباه وخیم و بحرانى است.

در فیلمهاى‏اكشن، پرده دوم تقریباً همیشه كشتار یاجنایتى است كه شخصى در آن كشته شده‏است. در فیلمهاى شخصیت محور، پرده‏دوم اغلب چیزهاى اسرارآمیز و مبهم وغم‏انگیز و محزون كننده است و این‏اسرارآمیز كردن در پرده ششم شفاف‏مى‏شود.

پرده دوم غیر منطقى در فیلمهاى(كروكودیل داندى، در خط آتش) یك رویدادنا مربوط است كه با یك شروع هیجانى (كه‏بعضى وقتها شروع بغرنج نامیده مى‏شود)شخصیت اصلى را تقویت مى‏كند كه نشان‏از سوء تفاهم كارگردان از كشمكش وساختار دارد.

پرده دوم غیر منطقى درفیلمهاى سطح پایین كاملاً شبیه هم هستندو خیلى كم دیده شده است كه این گونه‏فیلمها در فهرست فیلمهایى كه بالاى 100میلیون دلار فروش داشته‏اند جاى داشته‏باشند. یكى از پرده‏هاى محبوب من پرده‏دومى است كه در اولین دقیقه‏هاى فیلم‏مخمل آبى نشان داده مى‏شود، شمامى‏توانید پرده دوم خوب و منطقى را درفیلمهاى پلیس بورلى 2، پارك ژوراسیك، وسكوت بره‏ها پیدا كنید كه بسادگى با مرورتكه‏هایى از روزنامه‏هاى بریده شده آشكارمى‏شود.

در كل، شما پرده دوم غلط را درسبكهاى اذیت كننده هالیوودى مثل لورنس‏عربستان ساخته دیوید لین پیدا كنید. پرده‏دوم اگر به شكل صحیحى نشان داده شودپانزده دقیقه از فیلم را در رشد و شناساندن‏شخصیت پر مى‏كند.

□ به چه نیازمندیم؟
- هر چیز كاملاً نامساعد و نا متعادل درده دقیقه اول حاكى از بدنبال آمدن كشمكش‏و برخورد در آینده دارد.
- به دست آوردن رشته‏اى از داستان كه‏گره‏هاى در هم تنیده آن را از هم باز مى‏كند.مثلاً ضد قهرمان، در عمل، میمونهاى پرنده‏را در اولین حمله رها مى‏كند. لازم به ذكراست كه این رویداد نامتعادل در پرده دوم ازبرخوردها و مشكلاتى كه براى قهرمان درپرده سوم پیش مى‏آید كاملاً متمایز است.

پرده سوم: قهرمان را ملاقات‏كنید
چه كسى قصد دارد مشكل بیافریند؟كسى كه (قهرمان یا ضد قهرمان) یك نیازارضاء نشده دارد و اتفاقاً در ارتباط و تضادبا نیاز طرف مقابلش است. مشاهده لوك‏اسكاى واكر در خانه، درس دادن ایندیاناجونز، وصول مطالبات راكى و دایر كردن‏یك زندگى عادى به همراه همسرش،صلاحیت داشتن براى اجراى عملیات‏فوق‏العاده، قهرمان، دعوت را نمى‏پذیرد،زیرا هیچ عقل سلیمى امر به رفتن نمى‏كند،اوضاع و احوال، فرصت زیادى را طلب‏مى‏كند، قهرمان در فرصت كمى مواد موردنیاز و هم پیمانان خود را براى سفر آینده‏فراهم مى‏كند.

در پرده سوم با گروه مخالف‏نیز ملاقات مى‏كنیم، البته ممكن است بعضى‏از كارهاى آنها را در پرده دوم دیده باشیم.

در طى این پرده است كه ما مامورگماشته را ملاقات مى‏كنیم، او كسى است كه‏عمل خلاف را براى ضد قهرمان اصلى‏انجام مى‏دهد.

اگر ما در این پرده ضدقهرمان را ببینیم بندرت كشف مى‏كنیم كه‏او خبیث است با این حال معمولاً مى‏فهمیم‏كه او شخص قدرتمندى است، ظاهراً مامورگماشته، كار و شغل كثیفى دارد و این درحالى است كه طراح اصلى (ضد قهرمان) تاپایان پرده پنجم در پشت صحنه باقى مانده‏است و به طور نمونه پرده سوم 3 برخورد وگره دارد كه سرعت و شتاب بازیگر اصلى‏را در مسیر كشمكش كم مى‏كند هر گره‏اى‏بازیگر اصلى را به سكویى هدایت مى‏كند تااز آنجا به طرف پرده چهارم پرتاب شود من‏غالباً مى‏گویم سه گره (مانع) و یك ضربه‏فشارى رو به جلو به مردم كمك مى‏كند تاآنچه را كه براى پیروزى شخصیت اصلى‏در روى نرده یا داخل استخر با افراد شرورلازم است به دست بیاورد را تصور كنند.

□ به چه نیازمندیم؟
- شخصیتهایى با نیازهاى عینى ومعقول
نیاز و خواسته دُروتى این است كه عشق‏به مسافرت را ارضاء كند و مكان خود را درجهان پیدا كند لوك نیاز و خواسته‏اش این‏است كه جایگاه خودش را مانند یك جداى‏سلحشور به دست بیاورد.

پرده چهارم: وارد عمل شدن
پرده چهارم معمولاً به عنوان دریچه‏اى‏براى پرده پنجم عمل مى‏كند و براى‏گسترش و پرداخت داستان آماده است زیراتحول و دگرگون شدن داستان در این پرده‏صورت نمى‏گیرد. یك راه خوب براى تخیل‏در این پرده این است كه به خودتان جواب‏دهید كه براى پریدن از یك كشتى به داخل‏آب تمایل به انجام چه چیزى دارید، شمامى‏توانید به داخل آب هل داده شوید یا اینكه‏از آب بیرون آورده شوید.

موقعیت باید غیرعادى‏تر از این باشد، به عنوان مثال‏شخصى كه در وضعیت نرمالى نیست كه‏كاملاً پوشیده و با لباس به داخل آب مى‏پرد.اگر شما روى نرده كشتى ایستاده باشید وشخصى شما را هل بدهد ناچار به داخل آب‏مى‏افتید، شاید آن شخص دلیل معقولى‏براى هل دادن شما داشته باشد، اما اگر عمداًبیرون پریدید دلیلش این است كه براى شماداخل آب بودن انتخاب بهترى نسبت به‏درون كشتى بودن است.

بنابراین حالا مى‏دانید كه دو نوع پریدن‏وجود دارد. یك نوع در جایى كه شما براى‏فرار از كسى كه سوار كشتى است به بیرون‏مى‏پرید و گونه‏اى هم در جایى كه براى كمك‏كردن به شخصى كه در آب است به داخل‏آب مى‏پرید. همچنین دو گونه فشار و هل‏وجود دارد، گونه‏اى كه در جایى است كه هل‏دهنده فردى بدخواه و بد نهاد است و نوعى‏دیگر در جایى كه هل دهنده به نفع شما این‏كار را انجام مى‏دهد.

چند مثال براى عوامل فشارشخصیت

مارتى مك فلاى به گذشته باز گردانده‏مى‏شود، كشتى كاپیتان كیریك به وسیله‏یك نیروى ناشناس مورد حمله واقع‏مى‏شود، در فیلم سرعت جك باید افرادى راكه در اتوبوس هستند نجات دهد زیرا ضدقهرمان او را براى انتقام انتخاب كرده‏است، در فیلم هوك بچه‏هاى تِد توسطكاپیتان جیمز هوك گرفته شده‏اند.
چند مثال براى كشاننده‏هاى‏شخصیت

ایندیانا جونز براى كمك به دولت دعوت‏مى‏شود، لوك اسكاى واكر ناچاراً مى‏خواهدافراد شورشى را در نزاعشان با هم متحدكند، رُى به طرف قلعه شیطان كشیده‏مى‏شود، ریچارد كمبل مى‏خواهد ثابت كندكه همسرش را به قتل نرسانده، دانیل‏مى‏خواهد پیش بچه‏هایش برگردد بنابراین‏تصمیم مى‏گیرد خودش را شبیه زنى به نام‏خام دات فایر در آورد.

□ به چه نیازمندیم؟
- دریچه یك طرفه‏اى به گذشته كه به‏عقب بر نمى‏گردد.

پرده پنجم: دنبال مقصد غلط رفتن
هر دلیل باورپذیر كه قهرمان را مجبوربه انجام هدف اشتباهى مى‏كند او را به‏مقصود نمى‏رساند، زیرا او همه وWhammos حقیقت را نمى‏داند، در انتهاى‏فشارها و پیچیدگیهاى افزایشى پرده پنجم،تجدید قوا استراحت دوره‏هاى قبل وجوددارد، كه یك دوره هشت تا دوازده دقیقه‏اى‏است كه نامیده مى‏شود.

در طى این دوره‏قهرمان باید مانند جمع كردن خرده نانها اززمین، قطعه‏هایى از پیش داستان را كشف‏كند، زیرا ضد قهرمان این برترى را دارد كه‏پایانهاى پرده پنجم را در پایین‏ترین نقطه‏براى قهرمان اجرا كند.

□ به چه نیازمندیم؟
- جانورى در جنگل كه قهرمان را كمك‏مى‏كند.
- مامور گماشته كه ضد قهرمان نیست‏و فقط نوكرى براى ضد قهرمان است.
- پایین‏ترین نقطه بدشانسى.
- اتفاقاتى كه واقعاً پیچیده هستند.
- تكه‏هایى از پیش داستان.

پرده ششم: واژگون شدن‏هدف
وقتى اتفاقات در بدترین حالات خودهستند (معمولاً حدود دقیقه هفتاد از فیلم)آخرین مدرك توسط ضد قهرمان آشكارمى‏شود، یا قهرمان آن را كشف مى‏كند.

این‏صحنه خیلى وقتها (به خاطر اینكه قطعاتى‏از گذشته و پیش داستان را كشف مى‏كند)شكل یك درس تاریخ را مى‏گیرد و اغلب درمقابل اسلحه گفته مى‏شود و جریان گزینش‏قطعه آخر كه معما را كامل مى‏كند روى‏مى‏دهد. معمولاً این قطعه از پیش داستان‏شكل یك رویداد سرنوشت ساز را دارد.

حالا پرده دوم تاثیر خودش را مى‏گذارد. بااینكه خیلى از نقض هدف‏ها را آسان فهمیده‏مى‏شوند اما خیلى از افراد در فهم این‏نقضها مشكل دارند، زیرا غالباً صحنه‏هاى‏جالب و به یادماندنى نیستند و جزیى به نظرمى‏آیند یا اینكه نقش بازگویى خاطرات رابازى مى‏كنند. بازگشت به پیش داستان‏ضعف در برنامه‏هاى ضد قهرمان را آشكارمى‏كند و كشمكش را به موقع براى قهرمان‏توجیه و منطقى مى‏كند و موجب امیدوارى‏او در آخرین نقطه مى‏شود.

بر عكس شدن هدف به نسبت مقداربازگشت به گذشته و ارتباط كه با كشمكش‏دارد مى‏تواند قوى، ضعیف، یا غیر منطقى‏باشد. طرحهاى خطى مثل فیلمهاى (مهاجم‏صندوق گم شده، آرواره‏ها) یك هدف دارند و نقض هدف ندارند، فقط فیلم (Predator)سه هدف و دو نقض هدف دارد.

معدودى ازفیلمها هم مانند (فارست گامپ، كویانیس‏كواتزى) دگرگونى در هدف ندارند.فیلم‏هایى كه هیچ هدف و هیچ نقضى ندارندبه داستانهاى بى‏مصرف و مزخرف‏معروفند ( shit __ happens stories )

□ به چه نیازمندیم؟
- پایین‏ترین نقطه بد شانسى.
- بازگشت به پیش داستان یعنى واقعه‏اصلى كه همه چیز از آن شروع شده است.
- یافتن پاشنه آشیل ضد قهرمان كه‏منجر به تغییر هدف مى‏شود.

پرده هفتم، دنبال هدف جدیدرفتن
حالا كه زمان مى‏گذرد یا پلیسها نزدیك‏مى‏شوند، قهرمان پس از درك وضعیت‏واقعى با نقشه جدیدى وارد عمل مى‏شود ودقایقى را براى اجرا نقشه صرف مى‏كند.معمولاً در آغاز این نقطه تغییر و تحول‏وجود دارد.

زن بدنبال هدف جدیدى مى‏رودو ضد قهرمان را كنار مى‏گذارد و هدف‏عینى خود را اجرا مى‏كند. به هر حال او طبق‏برنامه از قبل پیش بینى شده حركت‏نمى‏كند. قهرمان در اینجا همراه برترى‏هاى‏ضد قهرمان بالا و پایین مى‏شود. قهرمان‏برنامه‏اى نمى‏ریزد اما با كسى شانس آدم‏بد را در اوج شكست مى‏دهد.

پرده هفتم‏بندرت در بیش از 24 ساعت طول مى‏كشد وتقریباً به اندازه زمان واقعى یا نزدیك آن یاحتى كمتر از آن صورت مى‏گیرد، به عنوان‏مثال وقتى پرده‏هاى دیگر سه تا ده روزكامل را اختصاص به خود مى‏دهند، این‏پرده معمولاً كمتر از یك ساعت از مقابله ورویایى را شامل مى‏شود. در آخر ضدقهرمان یا شكست مى‏خورد و یا فرارمى‏كند.

□ به چه نیازمندیم؟
- شانسى باور نكردنى
- كمك و امداد
- قدرت یا جادو
- حمایت تلافى شده
- نقشه‏اى كه بیخ گوشى است و یا رازى‏را در بر دارد
- و هدف جدیدى كه عینیت دارد و قابل‏دستیابى است.

پرده هشتم: خاتمه
پلیسها به موقع مى‏رسند. نكات مبهم و بى‏پایه را ببندید و داستان را باورپذیر جلوه‏دهید. طول زمانى پرده هشتم، پنج دقیقه‏است و اگر آن را بدون نطق پایانى و نتیجه‏گیرى به پایان برسانید خیلى بهتراست. كم گویى و میانه روى قاعده‏اینجاست. در مقابل وسوسه‏اى كه براى‏داستان شما شش پایان درست مى‏كند بایستید و همراه كشمكش قوى و مصمم‏خیلى از انشعابات داستان را براى‏تماشاگران نا تمام بگذارید، تا در مسیرمنزلشان آن را با هم جفت و جور كنند.

آیامهمترین چیزى كه كشمكش را یك باره حل‏مى‏كند و موجب گره گشایى مى‏شود محو وناپدید شدن تدریجى تصویر است؟ بدیهى‏است كه این نیست.

□ به چه نیازمندیم؟
- بازگشت به اینكه فیلم از كجا شروع‏شده.
- احساس پیشرفت و تولدى دوباره.
- به جاى خروج دنیاى فیلمنامه از حالت‏عادى، آن را روى قله‏هاى وجد شادى بازسازى كنید.

تبریك و تهنیت، شما به انتهاى ساختارنه پرده‏اى رسیده‏اید حالا چیزهایى را كه به‏وسیله تجزیه كردن بعضى از فیلمها آموخته‏اید تمرین كنید.


برچسب ها: ساختار 9 پرده‏اى ،